EN 🇬🇧
منوی دسته بندی

انواع عقد و قرارداد

قراردادها از مهم‌ترین ابزارهای ایجاد روابط حقوقی میان اشخاص هستند، اما همه قراردادها از نظر آثار، نحوه انعقاد، امکان فسخ و شرایط اجرای آن یکسان نیستند. قانون مدنی ایران، عقود را بر اساس ویژگی‌های مختلف به دسته‌هایی مانند معین و نامعین، لازم و جایز، خیاری و بدون خیار، منجز و معلق، و رضایی و تشریفاتی تقسیم کرده است. آشنایی با این تقسیم‌بندی‌ها، در تنظیم قراردادها، تفسیر تعهدات طرفین، پیشگیری از اختلافات و تصمیم‌گیری صحیح در دعاوی حقوقی اهمیت فراوانی دارد. در این مطلب، مهم‌ترین انواع عقود و تفاوت‌های آن‌ها همراه با مثال‌های کاربردی بررسی شده است.

نوع عقدتعریف کوتاهمثال
معیندر قانون نام برده شدهبیع، اجاره
نامعینبر پایه توافق طرفینمشارکت در ساخت
لازمقابل فسخ نیست مگر در موارد قانونیبیع
جایزهر زمان قابل فسخ استوکالت
خیاریدارای حق فسخ قراردادیبیع با شرط خیار
منجزاثر آن فوری استبیع معمولی
معلقاثر آن وابسته به شرط استانتقال پس از تحقق شرط
رضاییصرف توافق کافی استاجاره
تشریفاتینیازمند تشریفات قانونی استرهن، وقف

مطابق ماده 183 قانون مدنی، قرارداد یا عقد عبارت است از اینکه یک یا چند نفر در مقابل یک یا چند نفر دیگر تعهد به امری نمایند و مورد قبول آنها قرار گیرد.

طرف ایجاب ———– طرف قبول

عقود معین و نامعین

عقود معین، قراردادهایی هستند که در قانون از آنها نامبرده و شرایط و آثار آنها مشخص شده است.
بنابراین ضرورتی ندارد که در این عقود، طرفین تمام حقوق و تکالیف را در قرارداد ذکر کنند، بلکه اگر در مورد آنها سکوت کنند، به این معناست که تمام آثار و شرایطی را که قانون برای آن عقد تعیین کرده، پذیرفته اند.
مثال: عقد بیع، اجاره، رهن، قرض و صلح
عقود نامعین، عقودی هستند که نام، شرایط و ضوابط آنها در قانون پیشبینی نشده است.
بنابراین شرایط و آثار این عقود بر اساس قواعد عمومی قراردادها و توافق طرفین مشخص می شود.
مثال: قرارداد مشارکت در ساخت، قرارداد اجاره به شرط تملیک و قرارداد مالکیت زمانی

عقود جایز و لازم

عقد لازم، قراردادی است که هیچ یک از طرفین حق به هم زدن و فسخ آن را نداشته باشند، مگر در موارد معین (ماده185 قانون مدنی).مثال: عقد بیع، اجاره و صلح
عقد جایز، عقدی است که هر یک از طرفین بتواند هر وقت بخواهد، آن را فسخ کند (ماده 186 قانون مدنی).
طرفین عقد جایز می توانند هر زمان و بدون هیچ سبب و تشریفاتی آن را منحل سازند.

– البته طرفین عقد جایز در بسیاری موارد می توانند حق فسخ خود را اسقاط کنند. مثلاً در عقد وکالت، موکل می تواند هر وقت بخواهد وکیل را عزل کند، مگر اینکه وکالت وکیل در ضمن عقد لازمی شرط شده باشد. بدین وسیله وکالت بلاعزل محقق می شود و عقد جایز استحکام می یابد.
مثال: وکالت، ودیعه و عاریه

بر اساس قانون، اصل بر لازم بودن قراردادهاست، یعنی عقود و قراردادها جز آنچه قانون تصریح کرده است، لازم محسوب می شوند و طرفین نمی توانند به دلخواه خود آن را به هم بزنند.

– عقد جایز در صورت فوت و یا محجور شدن هر یک از طرفین منحل می شود و از بین می رود، اما عقد لازم با فوت و یا حَجَر یکی از طرفین از بین نمی رود.

– عقد جایز، اگر بصورت شرط ضمن عقد لازم باشد با فوت و حَجَر یکی از طرفین از بین می رود. بنابراین وکالت حتی اگر بلاعزل هم باشد، با فوت و یا حجر موکل منحل می شود و اعتبار خود را از دست می دهد.

عقود خیاری و بدون خیار

عقد خیاری، عقد لازمی است که در آن، به دو طرف یا یکی از آن‌ها یا به شخص ثالثی اختیار فسخ قرارداد واگذار شده باشد. در این فرض، کسی که شرط به نفع او شده، نیاز به ارائه دلیلی برای فسخ معامله نخواهد داشت.
عقد خیاری از تقسیمات عقد لازم است، یعنی هر گاه عقد لازم را بتوان در اثر شرط خیار منحل کرد، عقد خیاری خواهد بود.
مثال: ممکن است در قرارداد خرید ملک شرط شود که فروشنده یا خریدار یا هردوی آن‌‌ها می‌توانند ظرف سه روز عقد را فسخ کنند. در این حالت، قرارداد خیاری است.
عقد بدون‌‌خیار آن است که در قراردادِ لازم، اختیار بر هم‌زدن معامله برای هیچ‌یک از طرفین یا شخص دیگری غیر از آن‌ها در نظر گرفته نشده باشد.مثال: قرارداد خرید ملک بدون شرط فسخ (لازم)

عقود منجز و معلق

عقد منجز، عقدی است که تأثیر آن بر حسب انشاء، موقوف به امر دیگری نباشد، در غیر اینصورت معلق خواهد بود (ماده 189 قانون مدنی).
به عبارت دیگر، عقد منجز عقدی است که ایجاد اثر حقوقی آن منوط به امری نشده باشد.
مثال: اگر در عقد بیع، انتقال مالکیت مشروط به امر دیگری نباشد، عقد بیع منجز است.
در عقد معلق، تحقق ماهیت عقد و اثر حقوقی قرارداد متوقف بر وقوع امر دیگری است و بدون تحقق آن امر عقد ایجاد نمی شود.مثال: در عقد بیع، انتقال مالکیت ملک منوط به وصول اقساط ثمن شود.

عقود رضایی و تشریفاتی

عقد رضایی، عقدی است به صرف رضایت و توافق طرفین و ابراز این توافق تشکیل می‌شود. برای درستی انعقاد اینگونه قراردادها، به تشریفات خاصی نیاز نیست.مثال: عقد بیع، عقد اجاره
قد تشریفاتی، قراردادی است که علاوه بر شرایط اساسی صحت معامله، باید تشریفات خاصی را برای تشکیل و ایجاد عقد به کار بست.
به عبارت دیگر، برای تحقق عقد تشریفاتی، طرفین باید اراده خود را به شکل خاصی که قانون معین می‌کند، ابراز کنند و صرف توافق طرفین برای وقوع قرارداد کافی نیست.
مثلاً در عقد رهن، قبض و در اختیار گرفتن مالی که در رهن می‌رود، توسط مرتهن (رهن‌گیرنده) شرط صحت عقد است.
مثال: عقد رهن، عقد وقف

نظرات بسته شده است.